با وقوع انفجار دوم در اصفهان، احتمال دخالت اسرائیل در انفجار تهران تقویت شد
برگی از خاطرات روزهای سبز -قسمت سوم - قم، شهر سبزها!






وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در نقش پسربچه تپل مپل. برنامه بعدی بیست و سی

.



متن عربی خلاصه نامههای وبلاگ نویسان ایرانی به مردم، روشنفکران و سیاستمداران لیبی
على النقيض من ذلك، تنص نظرية "العقد الاجتماعي" على أن البشر، مقابل تحقيق الأمن والأمان، يوافقون على التنازل عن حقوقهم لحاكم يصل إلى السلطة بإرادتهم وليس بإرادة قوة أخرى غير قوة البشر. ونتيجة لذلك يكون سلطان الحاكم نسبيا وليس مطلقا، ما يجعل نظرية "العقد الاجتماعي" غير مؤسسة على الدين، وإنما على الديمقراطية.
والديمقراطية تجربة إنسانية للإنسان بما هو إنسان؛ فهي وليدة صراع طويل من أجل تحقيق الحرية والمساواة. كما أنها تقتضي أن يحكم الإنسان نفسه بنفسه ليكون حرا، وأن يحكم الشعب نفسه بنفسه ليكون حرا أيضا. وهكذا يكون سلوكه معبرا عن ذاته، حيث يضع هو نفسه القوانين التي تُدَبَّر بها شؤونه...
وتجدر الإشارة إلى أنه إذا كانت الحداثة الغربية ذات سمات ورواسب خاصة، فإنها في الآن ذاته قيم وسمات كونية تتلاءم مع مختلف الثقافات ولا تتصادم مع أسسها الدينية والحضارية العميقة، ما يسمح بالحديث عن الحداثة بكونها ظاهرة تاريخية شاملة وعن الحداثات المتنوعة (الأوروبية، والأمريكية، واليابانية...). فما هي أسس الحداثة وثوابتها رغم تنوع صيغها؟ إنها قائمة على المبادئ الآتية:
1- مبدأ الإرادة الإنسانية الحرة، أي ما عبر عنه هيجل بعبارة "الوعي بالذات"، بما لهذا المبدأ من نتائج في مستوى الممارسة المعرفية والمشروعية السياسية. ويستتبع ذلك حرية الضمير والعقيدةفي إطار الشؤون الروحية، حيث لا يحدها سوى النظام العام ووحدة الشعب وسيادة الدولة. ويقتضي ذلك المساواة في الحقوق بين الأديان والمعتقدات مع ضرورة تطبيق هذه المساواة مجتمعيا. ويترتب على هذا الشرط احترام الدولة لإنسانية مواطنيها باعتبارها قيمة قائمة بذاتها، وذلك بغض النظر عن دينهم أو مذهبهم... وهكذا، يتمكن أبناء الوطنالواحد من العيش معا في ظل قيم الحرية والمساواة.
2- مبدأ الفصل بين السلطتين الدينية والسياسية، ويعني نزع القداسة عن المعطى السياسي وتأسيس شرعية الحكم على التعاقد والخيار الحر، أي وضع حد للاستبداد السياسي-الديني واستبداله بمرجعية الإرادة الذاتية الحرة والتعاقد المدني المحدد لشرعية السلطة ونظام الحكم.
3- مبدأ العقلانية، أي إخضاع الظواهر الطبيعية والإنسانية لأدوات التحليل الفكري بدون مصادرة أو تقييد.
4- مبدأ التجريب العلمي، أي التحقق من الفرضيات المنطقية-الرياضية، المتصلة بالظواهر الطبيعية عن طريق أدوات الاختبار التقنية المخبرية.
إن الشرائع الواردة في النصوص المقدسة غير مكتملة وغير مفصلة، وهو ما يجعلها تحتاج إلى سد ثغرات كثيرة وإلى تفصيل وتفسير واجتهاد. وقد نجم عن هذا خلاف وشقاق أدى إلى نشوء مذاهب مختلفة في الدين الواحد والمذهب الواحد. ويعكس تنوع التفسيرات والاجتهادات وحرية المرء في تفسير نص ما وفهمه الطبيعة التعددية للمجتمع. وبما أنه "لا إكراه في الدين"، فيجب أن يتمتع الناس بحرية الفكر والعقيدة والوجدان...
ورغم الاختلافات بين البشر، فإن كونهم بشرا يمنحهم هوية واحدة. وهذا ما يتطلب قبولهم لبعضهم البعض. ويعني قبول الآخر احترام حقوقه وصيانتها في إطار التنوُّع ضمن الوحدة والوحدة ضمن التنوُّع. أو َليستْ رعايتُنا حقوقَ الإنسان هي الوجه الأساسي من "الرعاية لحقوق الله"؟! (على حد تعبير المفكر الصوفي الكبير الحارث المحاسبي).
يجب أن تكون الدولة لجميع المواطنين دون أي تمييز ديني أو عرقي، إذ لا يمكن تشكيل مجتمع مدني متماسك إلا بهذا الشرط. والدولة المعادية للدين ليست ديمقراطية لأنها تفتقد شرط الحرية الدينية، كما أن الدولة الدينية ليست ديمقراطية لأنها تفتقد لشروط العقلانية والمساواة والحياد.
تُعْنَى الدولة الديمقراطية بسلوك المواطن ومدى احترامه للقوانين التي تواضع أفرد المجتمع عليها دون أن تتدخل في ضمائرهم. كما أنها دولة الإنسان المواطن سواء كان مؤمنًا أو ملحدًا أو كان ينتمي إلى دين الأغلبية أو الأقلية؛ فهي تضع القوانين وتطبق الجزاءات على المواطن وتترك السيئات للعقاب الأخروي. إن الدولة الديمقراطية دولة مدنية وتشكل مدنيتها هوية رسمية لكل مواطن من مواطنيها، حيث ترتبط حقوقه وواجباته بها وتستمد شرعيتها منه. وهكذا، فالحداثة السياسية هي صيغة يعمل ضمن إطارها الديمقراطي أفراد مستقلون وجمعيات ومنظمات وأحزاب لهم إيديولوجيات متباينة ومتناقضة وعقائد دينية ورؤى سياسية مختلفة...
«فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگنویسان زندانی»

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی بهشمار میآید. در این میان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگهای شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومتهای خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانهها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداختهاند و فعالان این عرصه منجمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساختهاند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم میکند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملتها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگنویسانی که قربانی سیاستهای سرکوبگرانهٔ دولتهای خودکامه شدهاند بصورت جدی حمایت نماییم.
از اینرو، جمعی از وبلاگنویسان ایرانی از تمامی وبلاگنویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامهنگاران و اهالی رسانه، دعوت مینمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگنویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آنها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شدهاند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندانهای حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سختترین شکنجهها به سر میبرند. یادآوری میکنیم که سایر وبلاگنویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمیشود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومتهای دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار میروند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل میکند.
امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندانهای کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادیخواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بیتردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این که نامی از آنها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شدهاند.
لذا ما پیشنهاد میکنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگنویسان زندانی نامگذاری شده و از ابزارهای و ظرفیتهای ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برده شود و از اهرمهای موجود برای آزادی آنها استفاده شود.
همچنین از بلاگرها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمانها و انجمنها و وب سایتها میخواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگنویسان زندانی در هر گوشهای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاعرسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.
امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آنها موثر واقعشود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آنها شود.
کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی
برای ارائه ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، میتوانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com
Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com
Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538
مجتبی واحدی؛ قدم زدن بر روی یک مرز
چرا شعار «نه غزه، نه لبنان» را انحرافی نمیدانم؟
پاسخ یک اصلاحطلب به سخنان آقای موسوی خوئینیها
تفاوت بزرگ جنبش سبز ایران با انقلابهای منطقه
نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند........... نه هرکه آینه دارد سکندری داند
چک زن سختی بود این پهلوان/ملتفتش باش که چک میزند!
خلاصه پاسخهای آیتالله بیات زنجانی به محمد نوریزاد
بازی جنبش سبز پایان نیافته است، بلکه تازه آغاز شده است.

چند سوال از آقای مجتبی واحدی

برای تحریم انتخابات هنوز هشت ماه وقت باقی مانده است.
آقای واحدی، جنبش سبز از شیخ شجاع و میرحسین عزیز عبور نخواهد کرد.
نامه به زندانی گمنام سیاسی (غلامرضا آزادی)
نامه یک حاجی بازاری به مرجع تقلید خودش
پیغام کریس دیبرگ به مناسبت دومین سالگرد شهادت ندا

چرا میرحسین موسوی مسئول اعدامهای سال 67 نیست؟ زیرا...
موضع دکتر اردشیر امیرارجمند در خصوص اعدامهای سال ۶۷
آیتالله صانعی: دلتان برای من نسوزد. دارم تاوان کارهای گذشته را میدهم

سخنی با اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید
نکاتی درباره تجمع مقر سازمان ملل در تهران (مراسم هفتم هاله سحابی)
چهار پیروزی و یک شکست
1- با گذشت دو سال از حماسه 25 خرداد، کودتاگران علیرغم همه تلاشها نتوانستند حرکتی شبیه به راهپیماییهای سکوت جنبش سبز را بازسازی کنند. 9 دی 1388 اوج تلاش کودتاچیان برای تسخیر خیابان بود. از همه شهرها و استانهای همجوار، نیروهای خود را بسیج کردند. اتوبوسهای دولتی، اتوبوسهای شرکت واحد اتوبوسرانی گرمسار و حومه و اجبار کارمندان دولت به شرکت در راهپیمایی نتوانست از این بیآبرویی بزرگ نجاتشان دهد. حتی لقب مضحک ساندیس خور را به جان خریدند. ولی نتوانستند حتی گوشهای از یکی از میدانهای کوچک تهران را به تسخیر طرفدارانشان درآورند. سبزها پیروز بلامنازع لشکرکشی خیابانی بودند.
2- در روز عاشورای 1388 تهران به تسخیر نظامی سبزها درآمد. زنان، مردان و کودکان زیادی در این روز به خیابان رفتند و آخر شب سالم در رختخواب خفتند. رئیس پلیس تهران اما کتک خورده و مجروح در بیمارستان بود. یک طرف اسلحه بود و در سوی دیگر سنگ و یا حتی دست خالی. اما به هر دلیل دست خالی بر اسلحه پیروز شد. در آخرین ساعات روز عاشورا به هر نقطه تهران که نگاه میکردی، اثری از نیروی انتظامی نبود. گاهی بسیجیانی را میدیدی که هنوز در حال کتک خوردن از دست مردم عصبانی بودند. مردم برنامهای نداشتند. بنابراین به خانه رفتند. سبزها پیروز بلامنازع نبرد نظامی بودند.
3- تمامی ایدئولوژی جنبش سبز سه کلمه بود. «رای من کجاست؟» این ایدئولوژی آنقدر فراگیر بود که میلیونها نفر را به خود جذب کرد. ایدئولوژی جنبش سبز در خود کلمه «رای» را داشت. نشان دموکراسی. به «من» احترام میگذاشت. و سوالی و چالشی بود. هم در عین حال محترمانه. سبزها برای یک مرجع تقلید سبز، یک رهبر دینی شیعه، چنان تشییع جنازه باشکوهی برپا کردند که شهر قم خوابش را هم نمیدید. همه شرکت کردند. مسیحی، بهایی، مسلمان و بیدین. ایدئولوژی سبزها در جذب حداکثری برتری کاملا مشخصی نسبت به ایدئولوژی کودتاگران داشت.
4- دنیا صدای سبزها را شنید. به خوبی هم شنید. سانسور، ممنوعیت حضور خبرنگاران، قطع اینترنت، قطع تلفن، پارازیت، و حتی تبلیغات منفی 8 شبکه سراسری و بیست و چند شبکه استانی همگی مقهور تصاویری شد که با موبایل سبزها ضبط شده بود. سبزها پیروز بلامنازع نبرد تبلیغاتی بودند.
5- دستگیری نخبگان از تابستان 88 آغاز شد. در اواخر زمستان 88 بیش از شش هزار نفر در بازداشت بودند. شش هزار نفری که به درستی انتخاب شده بودند. شش هزار نفری که هر یک فرماندهی گروهی هزار نفره از دوستان و آشنایان خود را در یکی از نبردهای تبلیغاتی و نظامی بر عهده داشتند. شش هزار نفری که تولید ایدئولوژی و محتوا میکردند. شش هزار نفری که لیدرهای لشکرکشی خیابانی بودند. این شش هزار نفر به دقت انتخاب شده بودند. کودتاچیان، پیروز بلامنازع نبرد اطلاعاتی بودند.
جمعبندی
انگیزه کافی برای پیشبرد جنبش در میان بدنه آن به چشم میخورد. قدرت جنبش را میتوان دوباره به رخ کودتاچیان کشید. حتی دستگیری رهبران جنبش نیز تاثیری در توقف یا ادامه حرکت نداشته است. تنها مانع بزرگ جنبش هم اکنون وجود رخنههای عظیم اطلاعاتی است. تعداد سربازان گمنام در شبکههای اجتماعی مجازی از تعداد کاربران واقعی بیشتر شده است. جنبش سبز در دام اطلاعاتی حکومت افتاده است. هرگونه سازماندهی مجدد نیاز به کار ضداطلاعاتی جدی دارد.