تشبیه رهبر به «خر در پوست شیر» توسط میرحسین!



اول این جمله از بیانیه دیشب میرحسین را با هم بازخوانی کنیم:

«ادامه‌ی سیاست غلبه به وسیله‌ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه‌ای به ضد خود تبدیل می‌شود.»

حال این داستان قدیمی را بخوانیم:

«خری در بیشه ای میچرید گذارش بر پوست شیری افتاد پوست را پوشیده خیال کرد که شیر شده است واز انجا رفت به ده اهل ده از ترس او پا به فرار گذاشتند خر که گریختن مردم را دید از شیر شدن خود خاطر جمع شد در دل خود گفت خوب از بار کشیدن و سواری دادن خلاص شدم و بعد از این اسوده زندگی می کنم حالا خوب است نعره ای هم بکشم که بیشتر بترسند و دیگر جرات نکنند نزدیک من بیایند عرعر خود را سر داد وخیال میکرد که نعره میکشد اهل ده که عرعر او را شنیدند دانستند که خر است نه شیر پیش رفتند و او را گرفتند پوست شیر را از پشتش برداشتند و گاله بار کشی را بدوشش گذاشتند.»

شما شباهتی نمی بینید؟

چرا ساندیس‌خورهای فضای سایبری با نام مستعار فعالیت می‌کنند؟

در فضایی که حکومت ایران روزی چندین نفر را اعدام می کند، اگر سبزها در فضای مجازی با نام مستعار فعال باشند کاملا قابل درک است. خداوند گفته «لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه» و سبزها به خوبی و با زیرکی این فرمان خدا را لبیک گفته‌اند. ولی نکته جالب این است که ساندیس خوران گرامی خیلی محتاط تر از سبزها، سعی در مخفی نگه داشتن هویت واقعی خود در دنیای وب دارند. به عبارت دیگر ساندیس خورها، بسیار نگران فاش شدن هویت واقعی خود در فضای مجازی هستند. حتی از بچه‌های مبارز سبز نیز بیشتر! نگاهی به صفحه کاربری بالاعرزشی‌های جدیدالولاده و وبلاگ‌های حقوق بگیر ارتش سایبری درستی این ادعا را ثابت می‌کند.

من از این گزاره نتیجه می‌گیرم که ساندیس خورها در فضای مجازی کسانی هستند که با توجه به اینکه در متن قضایا حضور داشته‌اند، خیلی بهتر از سبزها واقف هستند به اینکه حکومت ولایت، به زودی زود سقوط می‌کند. این افراد نیز مانند ما وقایع سال گذشته را از نزدیک دیده‌اند، نحوه سقوط حکومت تونس را بررسی کرده‌اند و باز مانند ما سبزها، در حال رصد کردن اوضاع مصر هستند. این‌ها نیز مانند ما می‌دانند که هیچ حکومتی با ظلم پایدار نمی‌ماند و چون «امام خامنه‌ای» شان را رفتنی می‌بینند، ترجیح می‌دهند به سرنوشت ساواکی‌های پس از انقلاب قبلی دچار نشوند. از این رو هویت خود را مخفی می‌کنند. وگرنه دفاع از حکومتی که بر سر قدرت است، چه نیازی به هویت غیر واقعی و آی دی های متعدد بی نام و نشان دارد؟

نامه منظوم «سایت جرس» به «سایت خودنویس» و پاسخ این سایت!

انتقاد جرس و نامه به خودنویس

یک شبی گفتا «جرس» با «خودنویس»
دشمنی کم‌تر بکن، کم‌تر نویس!

تا به کی با سبزها می‌دشمنی؟
نی تو هم با سبزها هم میهنی؟

یار مردم نیستی در کار سخت
گشته‌ای سربار در این بار سخت

جای وحدت، جای یاری، همدمی
گشته‌ای برروی غم‌هاشان غمی

سبزها اندر خیابان در نبرد
سینه‌های سبزها پر داغ و درد

سبزها بی‌اسلحه بی‌یاورند
دشمنان هم سبزها را می‌درند

انتقادت گل نموده این میان؟
می‌زنی زخم زبان آن‌هم عیان؟

هرچه گوید موسوی لج می‌کنی؟
راه خود از سبزها کج می‌کنی؟

موسوی را گفته‌ای که خواب بود؟
همسرش با مادر سهراب بود

رهنورد و مادر سهراب را
هین ندیدی دوستند ای بی‌نوا؟

«دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست»

خاتمی را هین ندیدی محکم است؟
ضربه از دشمن خورد، آیا کم است؟

می‌کشی کارتون برای خاتمی؟
برده‌ای ما را درون یک غمی!

هاشمی را کوسه می‌نامی حقیر؟
دخترش در کوچه‌ها گشته اسیر

پاسخ کوتاه خودنویس به جرس

داد پاسخ «خودنویس» بی‌وفا
بر سخن‌های «جرس» با صد ادا

داد پاسخ بر «جرس» آن پر ز کین
پاسخی کوتاه، گویا اینچنین




خودنویس نیک آهنگیم ما
لیک با کیهان هماهنگیم ما

خودنویس نیک آهنگیم ما
لیک با کیهان هماهنگیم ما

کدام خطر بزرگتری است؟ احمدی‌نژاد یا خامنه‌ای؟


تقریبا همه ما به این نتیجه رسیده‌ایم که به زودی احمدی‌نژاد خامنه‌ای را پشت سر خواهد گذاشت. هاشمی رفسنجانی در بیانیه 9 دی ماه امسال به همین موضوع به صراحت اشاره کرد. همه می‌دانیم که پرونده خامنه‌ای نیز توسط احمدی نژاد پرونده ساز، ساخته شده و به زودی رو خواهد شد. فعلا مجبوریم با دشمنان سابق(اگر هم متحد نمی‌شویم) اقلا دشمنی نکنیم. چرا خودمان را در پیش چشم خامنه‌ای خطر بزرگتری نسبت به احمدی‌نژاد جلوه می‌دهیم؟ چرا باعث شویم خامنه‌ای از ما بیش از احمدی نژاد بترسد؟ باور کنیم که اگر احمدی‌نژاد سقوط کند، خامنه‌ای نیز سقوط خواهد کرد. ولی عکس این مطلب صحیح نیست. احمدی‌نژاد خامنه‌ای را ساقط می‌کند ولی خودش هرگز نخواهد رفت. کمی عاقل باشیم

زمانی که در مناظره معروف میرحسین و احمدی‌نژاد، احمدی نژاد تلاش کرد تا پرونده تخریبی بر علیه زهرا رهنورد ارائه کند، میرحسین به درستی گفت «من آمده‌ام تا این روحیه را از بین ببرم». احمدی نژاد برای پیش‌بردن مقاصد خودش برای هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری پرونده رو کرد. بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران با پرونده‌های ساخته شده توسط احمدی‌نژاد به زندان افتاده‌اند.

احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش بر علیه مدرک دکترای توکلی، نماینده اصولگرای مخالف دولت پرونده سازی کردند. توکلی یکی از نمایندگانی بود که پرونده دکترای تقلبی علی کردان را پیگیری کرده بود. دار و دسته احمدی‌نژاد پرونده زمین‌های 60 هکتاری شجونی در اوین و درکه را رو کردند. تنها اندکی قبل از این شجونی به پر و پای مشائی پیچیده بود. باند مشائی همجنسباز پرونده زمین‌خواری حسین شریعتمداری(کیهان) در دماوند را علنی کرده‌اند. شریعتمداری علی‌رغم حمایت همه جانبه از احمدی نژاد، با اسفندیار رحیم مشایی مشکل دارد. دار و دسته مشائی مدعی شدند که علیرضا زاکانی جانباز نیست. زاکانی نماینده اصولگرایی است که طرح سوال از احمدی‌نژاد به خاطر قانون شکنی‌هایش را در مجلس پیگیری می‌کند.

و ما در فضای مجازی، یعنی تنها رسانه سبز، داریم به احمدی‌نژاد کمک می‌کنیم. همه این افراد دزد. همه این‌ها کثافت. ولی کمی هم سیاست و عقل چیز خوبی است. اگر فقط همان حرف اول ما «رای من کجاست» به کرسی بنشیند، همه مدافعان احمدی نژاد ازجمله شخص خامنه‌ای آنقدر ضعیف می‌شوند که به راحتی می‌شکنند. به جای آن که آب به آسیاب احمدی‌نژاد بریزیم، سعی کنیم به کسانی که فعلا هدفشان با ما مشترک است کمک کنیم. این درس اول سیاست است. الآن وقت ضربه زدن به هاشمی، علی مطهری، زاکانی، توکلی و حتی امثال شریعتمداری نیست. الآن باید همه نیرویمان را بر خواست اول خودمان بگذاریم.

یک سال و هشت ماه پیش ما احمدی‌نژاد را نمی‌خواستیم. تظاهرات کردیم. کشته دادیم. ولی هنوز زورمان به برکناری او نرسیده است. حالا به جای اینکه انرژی خود را مانند گذشته بر سقوط او متمرکز کنیم، هدف‌های بزرگتر و بیشتری انتخاب کرده‌ایم! چرا؟ مگر می‌شود با یک دست دو هندوانه برداشت؟ کیست که از حسین بازجو خوشش بیاید؟ کیست که به ولایت فقیه ایمان داشته باشد؟ هیچکس. ولی فعلا خطر بسیار بزرگ‌تری ما را تهدید می‌کند. خطر احمدی‌نژادیسم بسیار نزدیک است.

الآن وقت آن نیست که با همه در بیافتیم. الآن وقت محاکمه هاشمی برای مجاهدهای کشته شده در سال 67 است؟ موسوی و کروبی را دشمن آزادی بدانیم همه مشکلات حل می‌شود؟ اصلاح‌طلبان را اسهال طلب بنامیم آزادی در مملکت برپا خواهد شد؟ خامنه‌ای را از خودمان بترسانیم، خامنه‌ای سرنگون می‌شود؟ اصولگرایان معتدل را مورد هجوم قرار دهیم احمدی‌نژاد ضعیف می‌شود؟ رای ما را دزدیده‌اند و همه دشمنانشان از جمله ما را به جان هم انداخته‌اند. مراقب نفوذی‌ها باشیم. کسانی که خود را سلطنت‌طلب، چپی، مجاهد و ملی‌گرای دوآتشه نشان می‌دهند و بجای آنکه همه فریادها زا بر سر احمدی‌نژاد بکشند، بر سر اعضای جنبش می‌کشند. باید خیلی مراقب بود.

مراقب سایت سهام نیو(ز) تقلبی باشید

بسیجیان سایبری ساندیس خور در اقدامی بی‌شرمانه صبح امروز اقدام به تاسیس سایتی به نشانی http://sahamnew.org نمودند و ضمن جعل لوگوی سایت سهام نیوز در آن با الفاظ توهین آمیز خبری راجع به بستری مهدی کروبی در بخش سی سی یو درج کردند. یاد آوزی می شود نشانی صحیح سایت سهام نیوز http://sahamnews.org بوده با یک s در پایان نشانی و چنین خبری در آن مشاهده نمی شود. هم اینک سایت جعلی سهام نیوز از دسترس خارج شده است

سرنگونی‌طلب یا اصلاح‌طلب؟ مسئله این نیست!

انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 انقلابی بود با ایدئولوژی مغشوش. یکی از دلایل وضع کنونی، همراهی انبوهی از انسان‌ها و بالطبع مغز‌ها در یک مسیر بود، بدون آن‌که از ابتدا هدف از این ائتلاف مشخص باشد. با چنین فرضی جدا شدن نیروهای به وجود آورنده انقلاب، از نخستین روز قابل پیش بینی بود. در انقلابی که «هر کسی از ظن خود» انقلابی شود، شاید بتوان از ریزش عمده نیروها تا شکست دشمن مشترک جلوگیری کرد، ولی از همان روز پدیده‌ای آغاز می‌شود که از آن به «خورده شدن فرزندان انقلاب، توسط انقلاب» تعبیر شده است.

بی سبب نیست که بخش اعظم مصاحبه‌هایی که در دوره انقلاب اسلامی با مردم کوچه و خیابان شده است، امروزه قابل پخش از رسانه‌های رسمی نیست. در آن مصاحبه‌ها هرکسی خواسته خود را از انقلاب چیز متفاوتی از دیگری تعریف می‌کند. صحنه تظاهرات انقلابیون نیز پس از سی سال قابل پخش نیست. چرا که انقلابیون پلاکاردهایی در دست دارند که منافع خود را بر آن نوشته‌اند. نمای نزدیک چهره اغلب انقلابیون نیز قابل پخش نیست. چرا که اغلب انقلابیون به دست انقلاب خورده شده‌اند. حتی بخش‌هایی از سخنان رهبر اصلی انقلاب نیز دیگر قابل پخش نیست، چرا که او نیز بخشی از اهداف جزئی را به فراموشی سپرد.

اگرچه انقلاب اسلامی ایران انقلابی با ایدئولوژی‌های متفاوت و گاه به شدت متضاد بود، ولی شاید کمترین ایراد را از این بابت بتوان به رهبر آن یعنی آیت‌الله خمینی گرفت. راهکار او برای اداره جریان انقلاب پس از پیروزی، نظام مبتنی بر «ولایت مطلقه فقیه» بود. او نظریه ولایت فقیه خود را برای اولین بار در سال 1323 یعنی زمانی که ایران در اشغال متفقین بود در کتابی با عنوان «تحریر الوسیله» به رشته تحریر درآورد. نظریه «ولایت مطلقه فقیه» بعدها در سال 1348 بصورت سخنرانی و سپس تحت عنوان «حکومت اسلامی» به شکل یک کتاب مستقل به زبان فارسی منتشر شد. این کتاب حداقل از اواخر سال 1356 به وفور در داخل کشور موجود بوده است. اگر ائتلاف کنندگان با آیت‌الله خمینی پیش از ائتلاف با وی به خود زحمت خواندن آثار او را می‌دادند، شاید هرگز با وی ائتلاف نمی‌کردند.

نتیجه‌ای که این بحث می‌دهد بر خلاف ظاهر، شکست تئوری اصلاحات یا پیروزی تئوری انقلاب بر ضد وضع فعلی نیست. در حقیقت انتخاب روش رسیدن به مقصود، در درجه دوم اهمیت قرار دارد. آنچه امروز مهم است این است که نیروهای متفکر جنبش سبز، از هر قشر و گروهی که هستند، ابتدا باید بر سر مطالبات و اهداف اولیه به توافق برسند. واقعیت این است که آزموده را آزمودن خطاست و نمی‌توان هر سی سال یکبار انقلاب کرد. این راه باید در جایی به آرامش و تفاهم ختم شود. انتظار این نیست که فرزندان و نوادگان ما باز، بر علیه جنبش سبز ما جنبشی صورتی علم کنند.

امروز پیش از هر چیز، باید بر مفاهیم اولیه مورد توافق تکیه کرد. بیانیه شماره 18 موسوی که با نام منشور جنبش سبز شناخته شد، آغازی بود که به حد کافی مورد بحث قرار نگرفت. آن بیانیه اگر به حد کافی نقد و پالایش شده بود، حتی می‌توانست به میثاق ملی ما و قانون اساسی آینده کشور نیز بدل شود. وقتست تا بار دیگر آن را مرور کنیم و بدانیم تا چه اندازه با مطلوب ما فاصله دارد؟ نقاط افتراقش را قلم بگیریم و نقاط اشتراکش را پررنگ گنیم. حتی اگر یک سطر آن هم باقی بماند که همگان بر آن توافق داشته باشند، آن یک سطر را میثاق ملی جنبش و شالوده قانون اساسی جدیدمان خواهیم کرد.

22 بهمن سبز خواهد بود. یا با حضور ما، یا با لباس شما!


بگذار بترسند. بگذار از حضور ما، بترسند. چه در خانه باشیم و چه در خیابان. فقط نفس وجود ما سبزهاست که آنان را می‌ترساند. با شما هستم ای شغالان ولایتمدار. ما 22 بهمن را سبز خواهیم کرد، اگر چماق‌هایتان را به اهتزاز در نیاورید. اگر می‌خواهید در خانه بمانیم، باید در تمام خیابان‌ها حاضر باشید. با کلاهخود و چماق. تا ما تصاویرتان را در عالم پخش کنیم آبروی نداشته‌تان را که رهبرتان گفت «مختصر» است بیشتر ببریم. بدانید که اگر غفلت کنید و نیایید، ایران را سراسر سبز می‌کنیم. 22 بهمن سبز خواهد بود. یا با حضور ما، یا با لباس شما!